غزل شمارهٔ ۶
وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیه: انمارا۷ بیت
به زبان چرب جانا بنواز جان ما رابه سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را
ز میان برآر دستی مگر از میانجیِ توبه کران برد زمانه غم بیکران ما را
به دو چشم آهوی تو که به دولت تو گردونهمه عَبْدُهُ نویسد سگِ پاسبان ما را
ز پی عَماری تو چه روان کنیم مرکبچو رکیب تو روان شد چه محل روان ما را
به سرا و مجلس خود مَطَلب گرانی ماچو تو بر نشانِ کاری چه کنی نشان ما را
گلهٔ فراق گفتم که نه نیک رفت با مابه کرشمه مُهر برنه پس از این زبان ما را
به تو درگریخت خاقانی و جان فشاند بر تواگرش مزید خواهی بپذیر جان ما را