گنج

غزل شمارهٔ ۵

ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرابه زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا
برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزمبه جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا
ز بس که بر سر کوی تو اشک ریخته‌امز لعل در بر هر سنگ دامنی است مرا
فلک موافقت من کبود درپوشیدچو دید کز تو به هر لحظه شیونی است مرا
از آن زمان که ز تو لاف دوستی زده‌امبه هر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا
هر آنکه آب من از دیده زیر کاه تو دیدیقین شناخت که بر باد خرمنی است مرا
به دام عشق تو درمانده‌ام چو خاقانیاگر نه، بام فلک خوش نشیمنی است مرا