شمارهٔ ۹۷ - در حکمت و اندرز
چشم بر پردهٔ امل منهیدجرم بر کردهٔ ازل منهید
علت هست و نیست چون ز قضاستکوشش و جهد را علل منهید
چون بنابود دل قرار گرفتبود یک هفته را محل منهید
عمر کز سی گذشت کاسته شدمهر بر عمر ازین قبل منهید
مه بکاهد چو زو دو هفته گذشتعمر را جز به مه مثل منهید
شهد کز حلق بگذرد زهر استنام آن زهر پس عسل منهید
رزق جستن به حیله شیطانی استشیطنت را لقب حیل منهید
به توکل زیید و روزی راوجه جز لطف لمیزل منهید
نامرادی مراد خاصان استپس قدم در ره امل منهید
حرص بیتیغ میکشد همه راپس همه جرم بر اجل منهید
رخت دل بر در هوس مبریدمهر شه بر زر دغل منهید
خرد سخته را هوا مکنیدرطب پخته را دقل منهید
ای امامان و عالمان اجلخال جهل از بر اجل منهید
علم تعطیل مشنوید از غیرسر توحید را خلل منهید
فلسفه در سخن میامیزیدوآنگهی نام آن جدل منهید
وحل گمرهی است بر سر راهای سران پای در وحل منهید
زجل زندقه جهان بگرفتگوش همت بر این زجل منهید
نقد هر فلسفی کم از فلسی استفلس در کیسهٔ عمل منهید
دین به تیغ حق از فشل رسته استباز بنیادش از فشل منهید
حرم کعبه کز هبل شد پاکباز هم در حرم هبل منهید
ناقهٔ صالح از حسد مکشیدپایهٔ وقعهٔ جمل منهید
آنچه نتوان نمود در بن چاهبر سر قلهٔ جبل منهید
مشتی اطفال نو تعلم رالوح ادبار در بغل منهید
مرکب دین که زادهٔ عرب استداغ یونانش بر کفل منهید
قفل اسطورهٔ ارسطو رابر در احسن الملل منهید
نقش فرسودهٔ فلاطون رابر طراز بهین حلل منهید
علم دین علم کفر مشماریدهرمان همبر طلل منهید
چشم شرع از شماست ناخنهداربر سر ناخنه سبل منهید
فلسفی مرد دین مپنداریدحیز را جفت سام یل منهید
فرض ورزید و سنت آموزیدعذر ناکردن از کسل منهید
از شمار نحس میشوند این قومتهمت نحس بر زحل منهید
گل علم اعتقاد خاقانی استخارش از جهل مستدل منهید
افضل ار زین فضولها راندنام افضل به جز اضل منهید