گنج

شمارهٔ ۸۸ - قصیده

نه دل از سلامت نشان می‌دهدنه عشق از ملامت امان می‌دهد
نه راحت دمی همدمی می‌کندنه محنت زمانی زمان می‌دهد
قرار جهان بر جفا داده‌اندمرا بیقراری از آن می‌دهد
دو نیمه کنم عمر با یک دلیکه از نیم جنسی نشان می‌دهد
همه روز خورشید چون صبح‌دمبه امید یک جنس جان می‌دهد
فلک زین دو تا نان زرد و سپیدهمه اجری ناکسان می‌دهد
به خوش کردن دیگ هر ناکسیبه گشنیز دیگ آن دو نان می‌دهد
مرا چشم درد است و گشنیز نیستتو را توتیا رایگان می‌دهد
مگو کاسمان می‌دهد روزیمکه روزی ده آسمان می‌دهد
فلک خاک بیزی است خاقانیاکه روزیت ازین خاکدان می‌دهد
خود او را همین خاکدان است و بسکز این می‌ستاند بدان می‌دهد