شمارهٔ ۴۱ - قصیده
خسرو بدار ملک جم ایوان تازه کرددر هشت خلد مملکه بستان تازه کرد
کیخسرو تهمتن بر زال سیستاندر ملک نیم روز شبستان تازه کرد
این کعبه را که سد سکندر حریم اوستخضر خلیل مرتبه بنیان تازه کرد
بهر ثبات ملک چنین کعبهٔ جلالاز بوقبیس حلم خود ارکان تازه کرد
قصری که عرش کنگرهٔ اوست آسماناز عقد انجمش گهر افشان تازه کرد
مانا که بهر تاختن مرکبان عقلمهدی به عالم آمد و میدان تازه کرد
یا عالمی ز لطف برآورد کردگاروانگه در او معادن حیوان تازه کرد
دست کرم گشاد شه و پای بخل بستتا پیشگاه قصر شرف وان تازه کرد
قحط سخا ز کشور امید برگرفتگر خلق بهر عاطفه باران تازه کرد
شاهی که بهر کوههٔ زین جنیبتانشماهی به چرخ تحفه ز دندان تازه کرد
خاقان اعظم آنکه بقا با سعادتشهمشیرهٔ ابد شد و پیمان تازه کرد