گنج

شمارهٔ ۳۶ - قصیده

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیه: اد۸ بیت
تا دل من دل به قناعت نهادملک جهان را به جهان بازداد
دفتر آز از بر من برگرفتمصحف عزلت عوض آن نهاد
خسرو خرسندی من در ربودتاج کیانی ز سر کیقباد
نیز فریبم ندهد طمع و جمعنیز حجابم نشود بود و باد
تا چه کند مرد خردمند، آزتا چه کند باشهٔ چالاک، باد
این همه هست و سبکی عمر منرفت و مرا تجربه‌ها اوفتاد
کافرم ار ز آدمیان دیده‌امهیچ کسی مردم و مردم نهاد
این نکت از خاطر خاقانی استشو گهری دان که ز خورشید زاد