شمارهٔ ۱۵۹ - در ستایش جلال الدین ابوالفتح شروان شاه
نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هانخانه فروشی بزن آستیی برفشان
بهر چنین هودج بارگشی دار دلپیش چنین شاهدی پیشکشی ساز جان
خیز و به صحرای عشق ساز چراگاه از آنکبابت رخش تو نیست آخور آخر زمان
گلخن ایام را باغ سلامت مگویکلبهٔ قصاب را موقف عیسی مدان
هیچ دل گرم را شربت گردون نساختز آنکه تباشیر اوست بیشتری استخوان
کم خور خاقانیا مائدهٔ دهر از آنکنیست ابا خوشگوار، هست ترش میزبان
تاج امان بایدت پای شهنشاه بوسنشرهٔ جان بایدت مدح منوچهر خوان
شاه ملایک شعار، شیر ممالک شکارخسرو اقلیم بخش، رستم توران ستان