شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم
با آنکه به موی مانم از غمموئی ز جفا نمیکنی کم
دندان نکنی سپید تا لباز تب نکنم کبود هر دم
گر گونهٔ غمگنان ندارمزان نیست که هستم از تو خرم
دانی ز چه سرخ رویم؟ ایراکبسیار دمیدم آتش غم
از جور تو آفتاب عمرمبالای سر آمده است ارحم
خاقانی را به نیش مژگانبس کز رگ جان گشادهای دم
در خاطر او ز آتش و آبعشق تو سپه کشد دمادم
زان آتش و آب رست سرویکز فیض بهاء دین کشد نم
مصباح امم امام اکملمفتاح همم همام اکرم