گنج

شمارهٔ ۱۳ - مطلع سوم

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: ا۱۰ بیت
نافهٔ آهو شده است ناف زمین از صباعقد دو پیکر شده است پیکر باغ از هوا
روح روان است آب بی‌عمل امتحانزر خلاص است خاک بی‌اثر کیمیا
شاخ شکوفه فشان سنقر کانند خردهر نفسی بال و پر ریخته‌شان از قضا
دفتر گل را فلک کرد به شنگرف رنگزرین شیرازه زد هر ورقی را جدا
بر قد لاله قمر دوخت قباهای رشخشتک نفطی نهاد بر سر چینی قبا
دوش نسیم سحر بر در من حلقه زدگفتم هان کیست؟ گفت : قاصدیم آشنا
جان مرا هدیه کرد بوی سر زلف یاراز نفحات ربیع در حرکات صبا
گفتم ز اسرار باغ هیچ شنیدی بگویگفت دل بلبل است در کف گل مبتلا
گفتم کامروز کیست تازه سخن در جهانگفت که خاقانی است بلبل باغ ثنا
مادح شیخ امام، عالم عامل که هستناصر دین خدای مفتخر اولیا