گنج

شمارهٔ ۹۶

۴ بیت
مرا ز دست تو دانی،‌ چها بسر گذردچها به من، ز تو ای شوخ سیمبر گذرد
گذشت روز وصال تو و همی شادمکه شام هجر تواش، نیز بر اثر گذرد
بجز دو سنبل مشکین فراز نخل قدتکه دیده مشک تر، از سرو کاشمر گذرد
به شام هجر تو، بس شعله ها که زآه دلمشهاب وار، ز خاور به باختر گذرد