گنج

شمارهٔ ۷۳

۹ بیت
آن گروهی که ز جان و دل ما خوب‌ترندآن گروهند که پرورده خون جگرند
شوخ چشمند و سیه طرّه و سیمین اندامبلکه با طلعت خورشید نظیر قمرند
گرچه سنگین دل و پیمان شکن و عهد گسلسرو رفتار و صنوبر قد و طوبی ثمرند
حور کردار و پری پیکر و شکر گفتارحیف و صد حیف، که عاشق کش و بیدادگرند
مهوشان شه منش و با گهر و نازک طبععاشقان مفلس و دیوانه و بی پا و سرند
دانه هایی که من از دیده به دامان دارمدر غم سیمبران حسرت لعل و گهرند
محنت عشق و غم فرقت یاران عزیز،همچو روز و شب ما غمزدگان در گذرند
ای خوش آنان که ز شوق قد سرو و رخ گل،در مقامات غزل همدم مرغ سحرند
افسرا، در غم دلدار، ز ما صبر مجویعاشقانی که صبورند گروهی دگرند