شمارهٔ ۵۱
ما را هوای باده یاقوتفام توستساقی ببخش بوسه، که آن می به جام توست
ما همچو سکه زر خالص گداختیمدریاب ای که سکه خوبی به نام توست
مرغ دلم، ز حلقه زلفت رها مبادوارستگی مرا همه در چین دام توست
خرسند خاطرم، شب هجران، که عنقریب،دست نسیم صبح، به زلف چو شام توست
تسنیم، جرعه ای ز لب روح پرورتطوبی، حکایتی ز قد خوش خرام توست
ما را نمی رسد هوس فیض بندگیتکیوان کمینه چاکر و جوزا غلام توست
گیتی همه به زیور حسنت منوّر استخورشید کوکبی است که طالع ز بام توست
ساقی ز من بگوی به آن ترک باده نوش،افسر نمیخورد می، و مست مدام توست