گنج

شمارهٔ ۵۱

۸ بیت
ما را هوای باده یاقوت‌فام توستساقی ببخش بوسه، که آن می به جام توست
ما همچو سکه زر خالص گداختیمدریاب ای که سکه خوبی به نام توست
مرغ دلم، ز حلقه زلفت رها مبادوارستگی مرا همه در چین دام توست
خرسند خاطرم، شب هجران، که عنقریب،دست نسیم صبح، به زلف چو شام توست
تسنیم، جرعه ای ز لب روح پرورتطوبی، حکایتی ز قد خوش خرام توست
ما را نمی رسد هوس فیض بندگیتکیوان کمینه چاکر و جوزا غلام توست
گیتی همه به زیور حسنت منوّر استخورشید کوکبی است که طالع ز بام توست
ساقی ز من بگوی به آن ترک باده نوش،افسر نمی‌خورد می، و مست مدام توست