شمارهٔ ۵۰
خرم دلی که کشته تیغ جفای توستخرم تر آن که زنده مهر و وفای توست
اینک دلی شکسته و جانی گداخته،از ما اگر قبول کنی، از برای توست
دل را که بر هوای بزرگی و فرّ و جاهپرداختم ز غیر، که این خانه جای توست
حور و قصور و جنت و تسنیم و سلسبیلدر نزد عارفان، همه عکس بقای توست
وصف شمایل تو نیارم نوشت و خواندآنجا که انتهاست، همان ابتدای توست