گنج

شمارهٔ ۱۳۰

۶ بیت
چشمه حیوان بر ارباب هوشچیست لب مغ بچه باده نوش
افسر و دیهیم فریدون و جمنیست مگر خم می، می فروش
می نچشی نشئه صهبای عشقهمچو سبو گر نکشندت به دوش
دل شده چون شمع به سوز و گدازامشبم از عشق تو مانند دوش
گوش فلک را نشوم گوش وار،تا نکشم حلقه عشقت به گوش
افسر، اگر پخته عشقش نه ای،چون خم می ز آتش غیرت بجوش