گنج

شمارهٔ ۱۰۹

۶ بیت
ای که بر ما گذری با همه کبر و غرورغم ما شیفتگان آوردت عیش و سرور
این همه گام که از کبر گذاری به زمینهیچ دانی که بود دیده ما فرش عبور
چه غم ار ز آن که کند، بر تو نظر کوته بیندیده مرغ شب از دیدن مهر آمده کور
چیست وقتی که بخواهم غم عشقت دم مرگ،چیست روزی که ببینم مه رویت شب گور
غم و شادی همه یکسان بنماید در عشقخود تفاوت نبود با غم دل ماتم و سور
افسرا، گر ننهد پا بسرت دوست، مرنجکه سلیمان ننهد تاج شهی بر سر مور