گنج

شمارهٔ ۶۱ - وله ایضا

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: رنیست۶ بیت
صدرا ما ثل رضیّ دین که بتحقیقمثل تو در روزگار شخص دگر نیست
نیک دعا گوی تست خادم مخلصگرچه مرا ورا به خدمت تو خطر نیست
روشنی حال من ز صبح طلب کنگرز صفای ضمیر منت خبر نیست
می دهمت سال و مه صداع زهر نوعزان که مرا از عنایت تو گزر نیست
گرچه مرا از تغافل تو زیانستهست غم غفلت و مرا غم زر نیست
هم تو غم کار من بخور که درین عهدجز تو کسی را نظر بر اهل هنر نیست