شمارهٔ ۵۴ - فی السّفینة الصاحب نظام الدّین
درین سفینه نگه کن به چشم معنی بینکه رشک لعبت مانیّ و صورت چینست
سفینه چیست؟ غلط می کنم که دریاییستکه دست عقل ز اطراف آن گهر چینست
ز پای تا سر او یک بیک تأمّل کنببین چگونه همه نغز و خوب آیینست
ز بس که عنبر و مشکست توده بر تودهدماغ دانش از اندیشه عنبر آگینست
مفّرحیست ز بهر روان غمزدگانکه جدّ و هزلش معجون تلخ و شیرینست
مگیر خرده که مدح و هجای او بهم استکه در کتاب خدا آفرین و نفرینست
دقیقهای معانیش در لباس حروفچو در سیاهی شب روشیّ پروینست
عروس معنی در کله های الفاظشچو حور عین شده اند در لباس مشکینست
ز گونه گونه سخنهای تازه و تر اوبدست فضل و هنر دستة ریاحینست
محدّث عقلا و انیس عشّاقستندیم خاوت و نزهتگه سلاطینست
سفینه ها را در بحر دیده اند بسیسفینه یی که در و بحرها بود اینست
شناسد آن که شناسد که هر یکی لفظشز روی ذوق سز ای هزار تحسینست