شمارهٔ ۴۵ - ایضا له
نور دین ای که در آفاق جهانخاطر تو به هنر مشهورست
نظم پاکت شکر موزونستلفظ عذْبت کَهَر منثورست
نرگس از فضلۀ جام لطفتجرعهی خورد، از آن مخمورست
آفتاب از تپش خاطر توشعلهای یافت از آن محرورست
شرح اخلاق پسندیدهٔ توبر ورقهای کرم مسطورست
نور عالم همه از مهر آیددلم از مهر تو زین پر نورست
به دعای تو دلم نزدیکستصورتم گرچه ز خدمت دورست
اندرین عهد کز انواع محنهر کراست دلی رنجورست
خاطرم گر نکند نظم سخنپیش ارباب خرد معذورست
گرچه تقصیر فراوان دارمعذر تقصیر برین مقصورست