شمارهٔ ۲۷۴ - وله ایضا
آه از این زندگیّ ناخوش منوز دل و خاطر مشوّش من
سپر زخم حادثات شدستدل پر تیر همچو ترکش من
در همه عصر خویش نشنیدستبوی راحت دل بلاکش من
طمع خوشدلی ندارم از آنکروز خوش کرده است شب خوش من
هم عفاالله مردم چشممکآبکی میزند بر آتش من