شمارهٔ ۲۲۰ - ایضا له
ای بزرگی که ریش قهر ترانتوان داشت التیام طمع
نظرش بر عبادت و خط تستهر که دارد شکر ز شام طمع
هر گه از دور بینیم گوییطمع آورده یی، کدام طمع؟
بخدا کز توام پس از سه سلامنبود پاسخ سلام طمع
راضیم کز تو سر بسر بر همگرچه دارم به خاص و عام طمع
پیش ازین داشتم به دولت تونعمت و جاه و احترام طمع
این زمان با وثایق شرعیمی ندارم ادای وام طمع
چون عنان سخن دراز کنمبر سرم می کند لگام طمع
آنچنانم مکن ز نومیدیکه ببّرم ز تو تمام طمع
بار ممدوح چون کشد مادحخواجه چون دارد از غلام طمع؟
از نگونساری جهان باشدکه صراحی کند به جام طمع
اندرین عهد کر تسلّط بخلگشت بر طامعان حرام طمع
با چنین خواجگان سوخته...وای بر شاعران خام طمع