گنج

شمارهٔ ۲۱۶ - ایضا له

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: وس۶ بیت
ای ضمیر تو غیب را جاسوسوی تو مسعود و دشمنت منحوس
مدّتی رفت تا مرا کرمتنه ز مطعوم داد و نه ملبوس
کرده یی حبس رسم من بی جرموین هم از بخت و طالع معکوس
چیست موجب که از میان رسومرسم من گشت ناگهان مطموس
مکن ایخواجه رسم من بفرستمشکن بیش از این مرا ناموس
ور گناهی حوالت است به منغلّه مطلق کن و مرا محبوس