گنج

شمارهٔ ۱۸ - ایضا له

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ات۷ بیت
سپهر شعبده‌باز از درون پردهٔ غیبلطیفه‌ای دگر آورد کاهلا صلوات
رسید دختر دیگر مرا و یکبارهببرد رونق عیش و برفت آب حیات
اگر نتایج صلبم بود برین قانوننه هیچ رنگ شفا یابم و نه بوی نجات
اگر نباشد جز رابعه دوم دخترچنان بهست که سوی عدم برد برکات
ازین سپس سخن خوش ز من نزاید از آنکبنات فکر بدل شد مرا به فکر بنات
بنات را ز پی نعش آفرید خدایز بدو آنکه سپهر آمدست در حرکات
ز مَکرُمات بود دفن دختران همه وقتاگر به حال حیاتست و گر به حال ممات