گنج

شمارهٔ ۱۵ - وله ایضا

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ت۱۷ بیت
ای سروری که مخزن اسرارغیب رابهتربهتر کلیدخاطر مشکل گشای تست
آنجاست نزهت دل و دانش که روی تستوانجاست قبلة مه واختر که رای تست
عزم تو جز منازل اقبال نسپردتا نور رأی روشن تو رهنمای تست
خورشید کیمیاگر و دریای جوهریهر یک چو بنگری بحقیقت گدای تست
بر رتبت معالی تو عقل کی رسد؟کانجا که انتهای ویست ابتدای تست
اجزای کاینات دعای تو می کنندزیرا که از مصالح کلّی بقای تست
در غیبت تو هر سحری بر در نیازدر دست جان صحیفة ورد دعای تست
یک دل پر از امید مرا پیش روی تستزیرا دو چشم پر ز سر شکم قفای تست
جانم که در تنست به مهر تو محکمستعمرم که می رود گذرش بر هوای تست
درحضرت تو گرچه بر آن آب نیستمبیگانه چون شوم که دلم آشنای تست
گر گوش می کنم، هوس من حدیث تستورچشم می زنم ،نظرم بر لقای تست
دیرست تا که بر در ابنای روزگارمکیال خرمن نفس من ثنای تست
ترسم زبالکانۀ دیده برون جهداین چند قطره خون که محلّ وفای تست
چون بر در تو حلقة گستاخیی زنمدربان احتشام تو گوید چه جای تست؟
پروانه داده یی که رسوم تو رایجسترسمی که ناگزیر منست آن رضای تست
مشنو تو این حدث ازو، از کرم شنوکآواز می دهد که فلان خاکپای تست
کردم هزینه در ره مدح تو نقد عمروراندکی بمانداز آن هم برای تست