گنج

شمارهٔ ۱۵۷

تا کی‌ام انتظار فرمایی؟وقت نامد که روی بنمایی؟
اگرم زنده باز خواهی دیدرنجه شو، بیشتر چه می‌پایی؟
عمر کوته‌ترست از آنکه تو نیزدر درازی وعده افزایی
از تو کی برخورم؟ که در وعدهسپری گشت عهد برنایی
نرسیدیم در تو و برسیدصبر بیچاره را شکیبایی
به سر راهت آورم هر شبدیده را در وداع بینایی
روز من شب شود شب من روزچون ببندی نقاب و بگشایی
بر رخ و چشم من خیال تو دوشزرگری کرد و سیم‌پالایی
از عزیزی به عمر میمانیزان برفتی و باز می‌نایی