گنج

شمارهٔ ۱۵۵

ماه رویا بسر خویش کنینیک باشد که بدی بیش کنی؟
چندم از هجر دل افگار کنی؟چندم از غصه جگر ریش کنی؟
مکن ای جان که نه رسمی نیکستکه همه کام بداندیش کنی
هر کجا خون دلی باید ریختغمزۀ مست فرا پیش کنی
مردمی کن، که نباشد ضایعهر چه با این دل درویش کنی
دل یک شهر بر آید از بندگر اشارت بلب خویش کنی