گنج

شمارهٔ ۱۴۴

خطی بر سوسن از عنبر کشیدیسر خورشید در چنبر کشیدی
همه خطهای خوبان جهانرابخطّ خود قلم بر سر کشیدی
شکستی پشت سنبل را بدین خطکه از ناگه برویش برکشیدی
کنار نسترن پر سبزه کردیپر طوطی سوی شکّر کشیدی
مگر فهرست نیکوییست آن خطکه بی پرگار و بی مسطر کشیدی؟
غبار مشک بر سوسن فشاندیطراز لاله از عنبر کشیدی
مه اندر خط شد از رشکت که از مشکهلالی بر کنار خور کشیدی
کشد بر چهره هر خوبی خطی لیکتو خود از گونۀ دیگر کشیدی
بگرد خرمن مه آن خط سبزز صد قوس قزح خوشتر کشیدی
ز زلف بس نبود آن ترک تازیکه هندویی دگر را برکشیدی