گنج

شمارهٔ ۱۱۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابرگردم۱۰ بیت
من نه آنم که ز کویت به جفا برگردمیا ز عشق تو به صد گونه بلا برگردم
بیقینم که چو زلف تو نیاید به کفمنافه‌ای، گر به همه‌ی چین و خطا برگردم
جان شود قالب من تو بر تو گر یک دمبه سر کوی تو چون باد صبا برگردم
قبلهٔ جان من است آن خم ابروی به‌طاقزان نماز آورم او را که سزا برگردم
من و برگشتن ازین قبله؟ که می‌فرماید؟رخصتی بایدم از خطّ تو تا برگردم
لطف از آن افزون‌تر؟ صورت از آن موزون‌تر؟دل ازین پرخون‌تر؟ ایمه چرا برگردم؟
زلف و روی و لب و دندان و خط و خالش بینبا کجا عشق نبازم؟ ز کجا برگردم؟
گر به‌ شمشیر جفاها پی جانم بزنیحاش للّه که بجز گرد وفا برگردم
گر تو دشنام و جفاهام از آن می‌گوییتا چو سخت آیدم از کوی شما برگردم
از تو ما را طمع کشتن و خون ریختن استنیست ممکن که به دشنام و جفا برگردم