گنج

شمارهٔ ۱۸ - ایضاً له

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ودست۱۲ بیت
ای کریمی که در ستایش توعقل کل را زبان بفرسودست
خاک شد زیر پای همّت توو هم کوسر بر آسمان سودست
دست دریا و کان فرو بستتتا سخای تو پنجه بگشودست
آن کند اختر از بن دندانکه بدو دولت تو فرمودست
یافت پیوند با سر انگشتتقلم از بهر آن زراند ودست
کرد آهنگ مدحت تو دواتزان دهان را بمشک آلودست
مدّتی شد که خاطر اشرفاز صداع رهی بر آسودست
مختصر زحمتیت دادستمکه هم حشوهاش پالودست
اندرین یک دو روزه خادم راهم بفّرت گشایشی بودست
بر سر صد هزار دختر بکرپسری دوش روی بنمودست
نیک در آمدن شتاب نمودمگر آوازۀ تو بشنودست
زود ترتیب نام و نانش کنکت و شاقی ز نو در افزودست