غزل شمارهٔ ۵۹
پیچیدهتر ز طرهٔ او دود آه ماستبرگشتهتر از آن مژه بخت سیاه ماست
در راه او به خون خود از بسکه تشنهایمهرکس که چاه میکند او خضر راه ماست
ما را چو کاه تکیه به دیوار خلق نیستخاکیم و بردباری پشت و پناه ماست
یک کس به سوی مقصد خود ره نمیبرددنیا ز بسکه تیره ز بخت سیاه ماست
ما را چو سوختی تو هم افزوده میشویای شعله سرکشیت ز مشت گیاه ماست
کوتاه میشود همه شمعی ز سوختنشمعیکه سر به عرش رسانیده آه ماست
تا دیدهای به گلشن رخسار او کلیمهمچون نسیم نکهت گل با نگاه ماست