گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۰

برای داغ تو بر دل توان و تاب نوشتنددگر خراج برین منزل خراب نوشتند
به پیش هر الف زخم، صفر داغ نهادندستمکشان چو جفای ترا حساب نوشتند
همیشه دجله و جیحون چو دوستان قدیمیز موج نامه باین دیده پر آب نوشتند
جفاکشان پی آرام دل بصفحه سینهز زخم تیغ تو تعویذ اضطراب نوشتند
کلیم را تو سگ خویش خوانده ای، عجبی نیستگرش سر آمد اهل وفا خطاب نوشتند