گنج

شمارهٔ ۹۹۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: راو۶ بیت
به خود بست آنکه ز آب و تاب خود چون گوهر غلتانبود سرگشتهٔ گرداب خود چون گوهر غلتان
ز بس از ترک خواهش آبرو گردآوری کردمرسانده دام ام را آب خود چون گوهر غلتان
مگر مثل تویی باشد که پهلوی تو نشیندتو خواهی هم‌نشین باب خود چون گوهر غلتان
شکوه آب و تاب حسن با خلوت نمی‌سازدترا برده ز جا سیلاب خود چون گوهر غلتان
به بیداری نشاید چشم تمکین داشت از وضعشکه سازد صرف شوخی خواب خود چون گوهر غلتان
گرفتارم به پیش حسن معنی‌های خود جویابود دایم بی‌تاب خود چون گوهر غلتان