شمارهٔ ۹۹۳
خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کنبه سویت افتقار از غیرت استغنا کرامت کن
به مقصد میرساند هرکسی را لطف از راهیمرا هم فتح بابی از در دلها کرامت کن
زبان گفتگو کردی عطا، توفیق غوری ده!چو موجم ترزبانی با ته دریا کرامت کن
جنون آب و هوای دشت وسعت مشربی خواهدمرا از پردهٔ دل دامن صحرا کرامت کن
دلم را میفشارد تنگنای عالم امکانمرا دامان دشتی در خور سودا کرامت کن
ببینم نیک و بد را تا به یک چشم اندر این محفلبه سان شمع بزمم دیدهٔ بینا کرامت کن
زبان نکتهسنجی همچو صائب بخش جویا راخدایا قطرهام را شورش دریا کرامت کن