شمارهٔ ۹۳۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امیکنیمکن۵ بیت
بی جان بود قدح شب آدینه بر زمینمالد ز تشنگی بط می سینه بر زمین
پاشید گل زشرم صفای تو در چمناز برگ برگ خویش زد آیینه بر زمین
عشق از نخست داده مرا صاف بیخودیافتاده ام ز مستی دیرینه بر زمین
رطل هواگران زنم فیض گشته استامروز ابر چون نکشد سینه بر زمین
جویا به جرم صافدلی، چرخ فتنه جوهر شام مهر را زند از کینه بر زمین