گنج

شمارهٔ ۹۲۶

مرا بس بود روز دیوان عامنبی و وصی نبی والسلام
دو ابروی او کرده جا در دلمکه دیده دو شمشیر در یک نیام
دل از صحبت همگنانم رمیدز عرض کمال و ز طول کلام
به دوری که من گشته ام باده نوشدهن باز مانده ز خمیازهٔ جام