شمارهٔ ۹۲۴
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ینهبرزمین۶ بیت
سبز در خون جگر شد ریشهٔ اندیشه امناخن شیر است برگ بیشهٔ اندیشه ام
می کند تا دامن گردون ترشح خون دلبشکند از سنگ غم چون شیشهٔ اندیشه ام
در تصور درنیاید مردم آزاری مراخاطر آزردن نباشد پیشهٔ اندیشه ام
جز خیال او ندارد در خیالم هیچ راهغیر او نگذشته در اندیشهٔ اندیشه ام
یا بتی هر روز، شاهد بازم از فیض خیالمی کند شیرین تراشی تیشهٔ اندیشه ام
مقطعم را می رسد جویا به مطلع همسرینشئهٔ صاف است با ته شیشهٔ اندیشه ام