گنج

شمارهٔ ۸۹۹

قافیه: م۴ بیت
ننگ منت بر نتابد همت مردانه اممی رسد از آب خود مانند گوهر دانه ام
همتم هرگز نشد خجلت کش احسان کمیهیچگه از ریزش باران نشد تر دانه ام
می رساند رزق ما هر جا بود خود را به ماهمچو مور از خویش بیرون آورد پر دانه ام
من که از طور تجلی شعله افروز دلمکی گذارد برق بی زنهار پا بر دانه ام