گنج

شمارهٔ ۸۷۴

قافیه: ابافکندهایم۵ بیت
مستیش افزود تا بشکست مینای دلمجام عیشش پر بود از ریختن های دلم
غنچه سان گر واشکافی جز زبان شکوه نیستزان تغافلهای دل خون کن سراپای دلم
رشک همچشمی تماشا کن جگر در خون نشستشد ز داغت تا مرقع پوش بالای دلم
بزم عیشت از صراحی و قدح خالی مبادپربود تا ساغرم چشمم ز مینای دلم
همچو خون مرده ماند در رگ خارا شرارگر فتد بر کوه جویا بار غم‌های دلم