گنج

شمارهٔ ۸۶۲

قافیه: انکردم۴ بیت
بستهٔ خود بودم از فیض ریاضت وا شدمبرگداز خویش تا بستم کمر، دریا شدم
بستن لب، بال پرواز است مرغ ناله راتا خموشی پیشه کردم، بیشتر رسوا شدم
گشته ام دیوانه تر تا سوختم داغ جنونلاله سان گنجینه دار مایهٔ سودا شدم
زان می ام جویا که در کام دل امشب ریختندفارغ از اندیشهٔ دنیا و مافیها شدم