شمارهٔ ۸۶۰
بشکفت، شد نشانهٔ آن تیر اگر دلمخندید، گشت زخمی شمشیر اگر دلم
دارد سر شکار و چه سازم برون جهداز صیدگاه ناشده نخجیر اگر دلم
ز آب و هوای گلشن حیرت عجب مدارنالد به سوز بلبل تصویر اگر دلم
از یک خدنگ نیم کش او بخون طپدبوده است دور ازو دو سر تیر اگر دلم
در دهر شور صبح قیامت فتد، کندشرح غم فراق تو تقریر اگر دلم