گنج

شمارهٔ ۸۵۰

قافیه: اشدم۶ بیت
دور از تو زبسکه بی دماغمداغ دل شب بود چراغم
از درد چسان رهم که در تنچون شمع دوانده ریشه داغم
عشقم چو نهاد داغ بر داغاز جوش نشاط باغ باغم
از فیض خیال او چو طاؤسهر جا باشم میان باغم
از وحشت من مپرس عنقاخود را گم کرده در سراغم
از آتش سینه شعله ور گشتجویا بر سر چو شمع داغم