گنج

شمارهٔ ۸۲۱

قافیه: رکردم۸ بیت
ما خاک ره جلوه آن سرو روانیمدل داده و جان باخته اش از دل و جانیم
از سیل سرابست خطر خانهٔ ما راچون نقش قدم پر حذر از ریگ روانیم
در انجمن هرزه در ایان سبک مغزچون گل ز ادب گوش ولی گوش گرانیم
رفتند عزیزان و چو نقش پی سالکما خاک نشین از پی آن راه روانیم
رفتیم به بال نگه از خویش چو شبنمتا بر رخ خورشید مثالش نگرانیم
هرگز سر تسلیم ز فتراک نپیچیمما حلقه بگوشان خم زلف بتانیم
در بند گرفتاری دلهاست شب و روزما بنده آزادی آن سرو روانیم
در روز مجویید ز جویا سخن عشقشبها همه شب شمع صفت چرب زبانیم