گنج

شمارهٔ ۸

قافیه: نها۷ بیت
بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌هاشد پنبهٔ داغ جگر لاله سمن‌ها
کارم به حریف دو زبان کاش فتادیچون غنچه سراپای زبانند دهن‌ها
بارید چو از ابر عطایش نم رحمتدر خاک کف بحر کرم گشت کفن‌ها
هرکس که ترا دید دمی بس که ز خود رفتدر بزم تو بوی خبر آید ز سخن‌ها
آهنگ گلستان چو کند سرو تو از شوقآیند چو طاووس به پرواز چمن‌ها
بر زلف مزن شانه که محتاج نباشددل‌بستگی عاشق مسکین به رسن‌ها
هرکس شده جویا چو تو سرگشتهٔ غربتاکسیر فراغت شمرد خاک وطن‌ها