شمارهٔ ۷۹۵
هر که بگشاید زبان نطق بیجا پیش خلقهمچو راز می پرستان است رسوا پیش خلق
نخوت ارباب همت بدتر از دون همتی استسر فرود آرم گه ریزش چو مینا پیش خلق
با وجود بیوفایی دوست می دارم تراسخت پیش من عزیزی همچو دنیا پیش خلق
اهل همت را بود مردن ز فرط احتیاجبهتر از بردن پی روزی تقاضا پیش خلق
خامشی بگزین که جویا اهل دل را می کندلب گشودن همچو بوی غنچه رسوا پیش خلق