گنج

شمارهٔ ۷۹۰

میستاند باج از صرصر نگاه تند خلقحسن را در پرده بر چون در ته دامن خلق
در لحد جویا چراغم روشن از مهر علی استگو نباشد بر سر خاکم پس از مردن خلق