گنج

شمارهٔ ۷۴۴

نوبهار آمد هوا آیینه پرواز است بازهر طرف خیل پری سرگرم پرواز است باز؟
از طپش، شریان شوقم پردهٔ دل می دردچشم مخمور که در اندیشهٔ ناز است باز
آشنای ناله غیر از نغمه فهم درد نیستصحبت دل با زبان بلبلان ساز است باز
محفل افروز دلم شد یاد شمع عارضیرنگ رویم بر هوا پروانه پرواز است باز
در برم پیراهن اشک است مانند حباببا دل غمدیده آه سرد دمساز است باز
در بهار عارضش از آمد و رفت نگاهپنجهٔ مژگان جویا دست گلباز است باز