شمارهٔ ۷۲۹
رفت می نوشیم ز یاد آخرشیشه از طاق دل فتاد آخر
خال او از ستاره سوختگیپا به زنجیر خط نهاد آخر
آه دل را ز جای خود برکندرفت این مملکت به باد آخر
چشم محتش به ناخن مژگانگره از کار دل گشاد آخر
هر که رفت از پی هوا جویامی دهد خویش را به باد آخر