شمارهٔ ۷۱۸
گریم ز هجر آن گل رو چون سحاب وارباشد شمیم گریهٔ تلخم گلاب وار
یکدم ذخیره ای است برای تمام عمرگردآوری کنی چو نفس را حباب وار
با هر که معنیی بود از اهل روزگارگیرد کنارهٔ نقط انتخاب وار
از هر که با تو گشته معاشر، حساب گیر!نبود وجود دورنما را سراب وار
ترسم مباد آتش جویا شود خموشاز بس گریست با همه اعضا کباب وار