شمارهٔ ۷۱۷
می رباید خط روی لاله گونم بیشتردر بهاران می شود سوز جنونم بیشتر
لحظه ای بنشین نمی خواهم شود آتش بلندمی شود از رفتنت سوز درونم بیشتر
بسکه می دارم نهان در سینه دود آه رارنگ داغ لاله می ماند به خونم بیشتر
زلف او در بردن دل هیچ کوتاهی نکردمی رباید لیک چشم پرفسونم بیشتر
مقصدم نبود در این صحرا بجز سرگشتگیمی کند آواره جویا رهنمونم بیشتر