شمارهٔ ۷۰۲
قصیده ای که درآن مدح مرتضی نبودچو سبحه ای است که از خاک کربلا نبود
وجود پاک تو و ذات حضرت نبویچو لفظ و معنی از یکدگر جدا نبود
بود ز شیر فلک ربتهٔ سگت افزونگدای درگه تو کم ز پادشا نبود
به کیش اهل محبت کسی که از دل و جانغلام تو نبود بندهٔ خدا نبود
کسی که بغض تو در خاطرش گره کرده استنمی شود ولد حیض یا زنا نبود
همین بس است بهشتم که روز بازپسینمرا به درگه غیر تو التجا نبود
هزار شکر که از شعر و شاعری جویابه غیر مدح سراییم مدعا نبود