شمارهٔ ۶۳۹
چو از فکر کام تو حاصل شودزبان خار پیراهن دل شود
بود دست گل باز چون آینهبه آن آینه رو مقابل شود
از آن ناز او اینقدر می کشمکه طبعش به بیداد مایل شود
زبارندگی های ابر مژهفلک رود نیل و زمین گل شود
ز غفلت بیندیش جویا که صیدبه دام افتد آن دم که غافل شود